تبلیغات
English as a foreign language
شنبه 19 مرداد 1392  08:10 ب.ظ
توسط: lili rezaei


Presently working with Aryanpour and Iranmehr language institutes as a full time teacher with a total work experience of 10 years.I have completed my masters degree in teaching English,so my major is teaching not translating or literature

 


برای اون عزیزانی که در مورد تحصیلات من سوال کردند بنده کارشناس ارشد اموزش زبان انگلیسی از دانشگاه ازاد اسلامی واحد زبانهای خارجه تهران جنوب هستم.

و نیز

برای اطلاع ان دسته از عزیزان که سوال در مورد کلاسها و نحوه برگزاری انها داشتند :

روش تدریس و منابع مورد استفاده من در کلاسهای اموزشگاه ایرانمهر و سفیربه سیستم اموزشی انجا بستگی دارد، اما کلاس های خصوصی من متفاوت خواهد بود. به این صورت که بجای اینکه فقط تمرکز بر روی کتاب داشته باشیم که شما هم میدانید این روش نمیتواند نیاز های شما را براورده کند درکلاسهای خصوصی و نیمه خصوصی سعی میکنم که از منابع مختلف که خود جمع اوری و دسته بندی کرده ام ونیز کتبی واقعا مفیدو در دسترس استفاده کنم.دسته بندی مطالب کلاسهای من به صورت موضوعی است که به این روش functional notional  گفته میشود.
مثلا شما در یک یا دو جلسه : تمامی واژگان و گرامری که برای رفتن به فرودگاه را لازم دارید یاد میگیرید.اهداف مختلفی چون رفتن به ارایشگاه، فرودگاه، درخواست کردن، پرسش و پاسخ، خرید کردن و غیره  مورد تمرکز اصلی من درکلاسهای خصوصی است. این روش باعث میشود که تمامی لغات و جملات به هم مربوط و مانوس باشند و به همین دلیل به جای اینکه انها را فقط حفظ کنید طی فرایند علمی یادگیری, به راحتی میتوانید انرا به حافظه بلند مدت خود بسپارید.
همچنین برای ایجاد تنوع در کلاسهای و تسریع فرایند یادگیری اصطلاحات و عبارات روزمره از فیلمهای مرتبط سطح بندی شده و نیز ارشیو سطح بندی شده موسیقی انگلیسی بهمراه worksheet های مرتبط درکلاسها استفاده میشود که در هر جلسه یک نسخه از ان برای تمرین بیشتر به زبان اموز داده میشود.

کسانیکه میخواهند انگلیسی را براحتی صحبت کنند و درخواست کلاسهای فقط مکالمه را دارند باید به این نکته توجه کنند که مهارت speaking  بهیچ عنوان جدا از listening نیست.چطور میتوان به سوال یا درخواست کسی پاسخ گفت وقتی حتی نمیفهمید او چه میگوید؟؟این دو مهارت از هم جدا نشدنی هستند و درکلاسهای مکالمه روی هردو متمرکز میشویم.

در اخر کلاسهای زبان که بصورت خصوصی و نیمه خصوصی برگزار میکنم به چند صورت است :

1- همان روش روتین اموزشگاهی سه جلسه یک ساعت ونیمه در هفته که برای یک فرد مبتدی رسیدن به سطحی که بتواند بخوبی صحبت کند و از پس کارهای روزمره خود حتی در یک کشور انگلیسی زبان براید زمانی حدود سه سال نیاز مند است. 

2-اگر عجله بیشتری برای یادگیری زبان دارید,کلاسهای فشرده 5 روز در هفته و مدت آن بین 4-5 ماه است که بعد از این مدت قادر به صحبت کردن خواهید بود

3-شاغلین که امکان حضور در کلاسهای هفتگی ندارند میتوانند از پکیج اخر هفته استفاده کنند :یک جلسه پنج شنبه و دو جلسه در روز جمعه.

محل تشکیل کلاسها میدان هفت تیر  - ولیعصر - صاددقیه و تهرانپارس میباشد.

 


اگر سوالی داشتید میتوانید از طرق زیر با من در تماس باشید.

09382977600

Email : liliana6061@gmail.com

instagram : english_teacher_liliana



  • آخرین ویرایش:یکشنبه 9 آذر 1393
نظرات()   
   
چهارشنبه 2 مهر 1393  10:56 ق.ظ
توسط: lili rezaei

" alt="" />







Slip away/off

جیم زدن یا پیچوندن و رفتن
.
.
.
.

I slipped away when no one was looking
وقتی هیچ کس نگاه نمی کرد جیم زدم.



Let's slip off somewhere and have a little talk
بیا بپیچونیم بریم یه جا و یه خورده حرف بزنیم


  • آخرین ویرایش:چهارشنبه 2 مهر 1393
نظرات()   
   
چهارشنبه 2 مهر 1393  10:06 ق.ظ
توسط: lili rezaei


گرامر کوتاه در مورد very
(very درنقش صفت)

احتمالا همتون با نقش قیدی very اشنا هستید که برای تاکید و قدرت دادن به یک صفت یا قید دیگه بکار میره مثلا:
very good (خیلی خوب) :very در نقش قید تاکید برای صفت.
very slowly(خیلی به ارامی):very در نقش تاکید یک قید دیگه.

حال در اینجا میخوایم به نقش صفت very بپردازیم یعنی وقتی very صفته.دراین حالت very به معنای exact و باز هم برای تاکید به معنای "عینا" یا "
دقیقا" به کار میره و وقتی به کار میبریم که میخوایم دقیقا درباره یک چیز یا شخص صحبت کنیم و چون صفته پس قبل از اسم میاد.

He died in this very room
او درست(دقیقا) در این اتاق مرد.

Do the very task I asked you
عینا همون کاری رو که ازت خواستم انجام بده.

I'll start at the very begining
دقیقا از اول شروع میکنم.(از اول اول شروع میکنم)


  • آخرین ویرایش:چهارشنبه 2 مهر 1393
نظرات()   
   
یکشنبه 15 تیر 1393  08:47 ب.ظ
توسط: lili rezaei


  • آخرین ویرایش:یکشنبه 15 تیر 1393
نظرات()   
   
یکشنبه 15 تیر 1393  08:44 ب.ظ
توسط: lili rezaei


  • آخرین ویرایش:یکشنبه 15 تیر 1393
نظرات()   
   
یکشنبه 15 تیر 1393  08:42 ب.ظ
توسط: lili rezaei


  • آخرین ویرایش:یکشنبه 15 تیر 1393
نظرات()   
   
سه شنبه 19 فروردین 1393  10:50 ق.ظ
توسط: lili rezaei


  • آخرین ویرایش:-
نظرات()   
   
سه شنبه 19 فروردین 1393  10:45 ق.ظ
توسط: lili rezaei


  • آخرین ویرایش:سه شنبه 19 فروردین 1393
نظرات()   
   
سه شنبه 19 فروردین 1393  10:44 ق.ظ
توسط: lili rezaei


  • آخرین ویرایش:-
نظرات()   
   
یکشنبه 17 فروردین 1393  05:40 ب.ظ
توسط: lili rezaei

French Toasts



French Toasts


این پست مربوط به اشپزی است و اصطلاحات مربوط به ان
اگر فیلم زیاد ببینید حتما یادتون میاد که امریکاییها نصف شب بیدارمیشن و وقتی گرسنه هستن اول یاد فرنچ تست میافتن یا پنکیک.فرنچ تست خیلیییییییییییییی خوشمزه است.بخصوص که با کره درست میشه .حتما امتحان کنید.
اول از همه اینو بگم که tbsp که توی دستورهای اشپزی میبینید همون قاشق غذاخوری یا table spoon هست ولی tsp  مخفف کلمه tea spoon یا قاشق چایخوری هست.تو اندازه ها اشتباه نکنید.نوش جان :) جملاتم ترجمه کردم براتون


  موادلازم        Main Ingredients:

تخم مرغ یک عدد بزرگ          Eggs: 1 large 
 شیر یک چهارم فنجان             Milk: 1/4 cup 
 سه نان تست ضخیم       Bread: 4 thick slices 
 عسل دو قاشق چایخوری (در ماکروفر گرم کنید تا بهتر پخش شود )(Honey: 2 tbsp ( warm in microwave for better spreading) 
 کره یک قاشق غذاخوری                     Butter: 1 tbsp 
 روغن مایع یک قاشق غذا خوری (گیاهی)        Vegetable Oil: 1 tbsp 
 بیکینگ پودر یک دوم قاشق غذاخوری          Baking Powder: 1/2 tsp 
پودر وانیل یک چهارم قاشق چایخوری       Vanilla Powder: 1/4 tsp 
نمک یک چهارم قاشق چایخوری                      Salt: 1/4 tsp 


 روش تهیه Directions:

1. In a medium bowl, whisk together eggs, milk, salt, baking powder, and vanilla powder. 
در یک کاسه متوسط تخم مرغ شیر نمک وانیل و بیکینگ پودر را هم بزنید

2. Heat oil and butter in a large skillet over medium heat. 
روغن و کره را در یک ماهیتابه بزرگ و با حرارت متوسط گرم کنید

3. Soak bread slices in the egg mixer until saturated. Fry bread slices on both sides until golden
brown. 

نان را در مخلوط تخم مرغ بندازید تا زمانی که کاملا خیس بخورد .تکه های نان را از هر دو طرف سرخ کنید تا وقتی که قهوه ای -
طلایی شوند


4. Serve the French toast with drizzled honey and fruits. 
فرنچ تست را با عسل (روی ان) و تکه های میوه سرو کنیذ


  • آخرین ویرایش:سه شنبه 19 فروردین 1393
نظرات()   
   
یکشنبه 17 فروردین 1393  01:20 ب.ظ
توسط: lili rezaei


  • آخرین ویرایش:یکشنبه 17 فروردین 1393
نظرات()   
   
یکشنبه 17 فروردین 1393  12:27 ب.ظ
توسط: lili rezaei

این جمله میدونین یعنی چی؟ و کی بکار میره؟زیاد زحمت نکشید این یک اصطلاحه بنابراین با ترجمه تک تک کلمات نمیتونین بفهمین معنیش چیه 
در انگلیسی روزمره زیاد کاربر داره و وقتی استفاده میشه که کسی مثلا یک کار سختی در پیش داره مثل یک سخنرانی یا اجرا و...به معنی موفق باشی است یه چیزی تو مایه های good luck 


  • آخرین ویرایش:یکشنبه 17 فروردین 1393
نظرات()   
   
جمعه 15 فروردین 1393  12:10 ب.ظ
توسط: lili rezaei


حتما در فیلمها دیدین که موقع ازدواج کشیش که میخواد عقد کنه میگه من حالا شما رو زن و شوهر اعلام میکنم حالا میتونید همدیگه رو ببوسید.
جمله ش در انگلیسی هست :

. i now pronounce you husband and wife 
you may kiss eachother.

که کلمه proounce در اینجا معنی اعلام کردن میده (یه معنی دیگه م داره اگه گفتین چی بود ؟تو کتاب های زبان دارین بخش تلفظ رو میگن pronunciation  که اسم همین است. این  pronounce ولی فعلشه. حالا به عکس نگاه کنید فرقش با اون جمله چیه؟؟؟؟؟؟ :)



کشیش میگه حالا من شما رو زن و شوهر اعلام میکنم میتونین فیسبوک تون رو اپدیت کنین.انقد که همه این روزا مشغول فیسبوکن حتی موقع ازدواجم دست بر نمیدارن 



  • آخرین ویرایش:جمعه 15 فروردین 1393
نظرات()   
   






  • آخرین ویرایش:جمعه 15 فروردین 1393
نظرات()   
   
جمعه 15 فروردین 1393  11:29 ق.ظ
توسط: lili rezaei


  • آخرین ویرایش:جمعه 15 فروردین 1393
نظرات()   
   
جمعه 13 دی 1392  09:21 ب.ظ
توسط: lili rezaei

" walk out on "

ترک گفتن ، قال گذاشتن
=========================
1.
To leave your husband, wife etc suddenly and go and live somewhere else .

Example : Five years later she walked out on Matthew and their two boys.

2.
To leave your job suddenly because you no longer want to do it .

Example : We're so short-staffed. I can't just walk out .


  • آخرین ویرایش:جمعه 13 دی 1392
نظرات()   
   
جمعه 13 دی 1392  09:16 ب.ظ
توسط: lili rezaei

Shall
"Shall" is used to indicate future action. 
"شَل" برای اشاره به انجام کاری در زمان آینده,استفاده میشه

معمولا( خیلی,معموله) که با دو ضمیر "I" و "we"استفاده میشه و اغلب برای دادن پیشنهاد استفاده میشه مثل
Shall we go" = بریم?

"Shall" is also frequently used in promises or voluntary actions. 
"شَل" همچنین بطور مکرر در قول دادن یا کارهای داوطلبانه استفاده میشه.


Shal I answer the phone?=میخوای تلفن رو جواب بدم? 


در انگلیسی رسمی,"شَل" برای شرح" رویدادی در آینده" و بیان" ناگزیز بودن "از انجام کاری یا" پیش بینی" استفاده میشه.

"شَل" در زبان انگلیسی بریتانیایی خیلی بیشتر شنیده میشه تا انگلیسی آمریکایی.امریکایی ها ترجیح میدن از فرم های دیگه استفاده کنند,گرچه انها هم گاهی برای "پیشنهاد" یا" زبان رسمی" استفاده میکنن 

Examples:مثالها با توجه به نوع استفاده 
*Shall I help you? ~~> suggestion
برای پیشنهاد دادن

*I shall never forget where I came from. ~~> promise برای قول دادن

He shall become our next king.
~~> predestination
برای پیش بینی

I'm afraid Mr. Smith shall become our
new director. ~~> inevitability
برای بیان ناچاری و ناگزیری چیزی.


  • آخرین ویرایش:جمعه 13 دی 1392
نظرات()   
   
جمعه 13 دی 1392  09:13 ب.ظ
توسط: lili rezaei



I'm a bit short.

مربوط به قد نیستا. یعنی در حال حاضر خیلی پول تو دست و بالم نیست. فعلاً دستم خالیه.

ایشالا که هیچکس short نباشه.


  • آخرین ویرایش:جمعه 13 دی 1392
نظرات()   
   


  • آخرین ویرایش:-
نظرات()   
   
جمعه 13 دی 1392  08:53 ب.ظ
توسط: lili rezaei


  • آخرین ویرایش:-
نظرات()   
   
دوشنبه 29 مهر 1392  01:19 ب.ظ
توسط: lili rezaei


  • آخرین ویرایش:دوشنبه 29 مهر 1392
نظرات()   
   
  • تعداد کل صفحات :7  
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7